چراغ امید .. تو در نگاه ِ من همانی که در رویاهایم می جستم ، به نرمی یه نسیم ِ مرطوب و معطر ِ برگهای ِ درختان ِ نیمه شب ، در دلم خزیدی و به همه جایه دلم سر زدی و از آن گذر کردی ، − حال احساس ِ… more →
تفکر Tafakkortafakkor azad wrote 1 week ago: چراغ امید .. تو در نگاه ِ من همانی که در رویاهایم می جستم ، به نرمی یه نسیم ِ مرطوب و معطر ِ ب … more →
persianeyes wrote 2 months ago: از وقتی خبر رفتن شفیعی کدکنی رو دیدم، مدام این شعر نامیش رو زیر لب زمزمه میکنم: به کجا چنین شتابان؟ … more →
امین هاشمی wrote 3 months ago: ما باهمیم بالاخره دوباره با همیم چه طوری اش مهم نیست ، فاصله ی بینمون مهم نیست مهم اینه که ما باهمیم … more →
tafakkor azad wrote 5 months ago: …….ما ………….هستیم .. با شور و توان داد زدیم ما در شهر، وَ … more →
درمانگر wrote 8 months ago: ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی …..از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی چو گل گر خردهای … more →
gagool wrote 1 year ago: هر ساغری به آن لب خندان نمیرسد هر تشنهلب به چشمهی حیوان نمیرسد کار مرا به مرگ نخواهد گذاشت عشق ا … more →
خودم wrote 10 months ago: توی دفتر کار صحرایی نشستهام، درست وسط بیابان. جایی که تابستانها آدم از شدت گرما پوست میاندازد و م … more →
Ali Fakhari wrote 1 year ago: تنها در دو حالت آرامش خواهم داشت : یا اینکه چون سنگ ، سنگ باشم و یا چون نسیم جاری اما همیشه بین این … more →
tafakkor azad wrote 1 year ago: پنجره تمر ین اشعار نو : احساس در بی احساسی ، مفهوم در گنگی ، آسمان ر یسمان ، مفهوم یابی در کلم … more →