دستهاي نوازشگر مهربان مي خواهد، به نوا درآوردن اين تارها سهم من و تو اما دستهايي بود كه مشغله شان، گره زدنست و بريدن باز هم گره زدن و بريدن از ميان رشته هاي آويخته از دارهاي بلند پودهايي به رنگ هاي رن… more →
يادداشت هاي گاه و بيگاهVahid wrote 1 month ago: کاش گردنبندم بودی تا همیشه همراه من بودی و ضربان قلب من را احساس می کردی . کاش انگشترم بودی تا در هر … more →
nillgoonn wrote 2 months ago: دستهاي نوازشگر مهربان مي خواهد، به نوا درآوردن اين تارها سهم من و تو اما دستهايي بود كه مشغله شان، گ … more →
nillgoonn wrote 2 months ago: دستهاي نوازشگر مهربان مي خواهد، به نوا درآوردن اين تارها سهم من و تو اما دستهايي بود كه مشغله شان، گ … more →
amirsemsari wrote 1 year ago: وقتي نصف شب بچه گريه ميكنه ! اگه بلند شدي و بچه رو در آغوش گرفتي تا ساكت بشه بدون اينكه همسرت بيدار … more →
websaz wrote 1 year ago: در پست روز جهانی مادر ؛ میخکی که Anna در باغ عشق بنیان نهاد” از اینکه روز مادر در جهان بنیان … more →
tafakkor azad wrote 1 year ago: مادر - پدر جسم من سوزنی نوک ، بمادر بداد به پیش اندرم مادرم ، خوان روزی گشاد که خود آنچه خواستی … more →
درمانگر wrote 1 year ago: روزي در يک دهکده کوچک، معلم مدرسه از دانش آموزان سال اول خود خواست تا تصويري از چيزي که نسبت به آن ق … more →