آهای عقربه !کجا با این همه عجله؟چرا اینقدر تند تند میدویی؟آخه فکر منو هم بکن که باید با همون سرعتی که تو میدویی همراهت بدوم. اصلا میدونی وزن من چند برابر وزن توئه؟ راستی حواست هست که فوق فوقش هر 12 س… more →
خاطرات یک به فرنگ برگشتهخرچنگ زاده wrote 2 weeks ago: آقاي پر سر و صداي پاپ دنيا هم مرد. درست مثل همه آدمهايي كه يك روز حضرت عزراييل خانه شان را بدون در … more →
masrour wrote 1 month ago: سكوتي عميق، تاريكي و مه، باد آرام صورتم را نوازش مي دهد، ناگهان در آن سكوت از فاصله اي دور و ناپيدا … more →
masrour wrote 3 months ago: سلام همه دوستام، عید همه قبول! سال جدید مبارک، خدا کنه امسال واسه همه سال شادی و آرامش باشه. جدا او … more →
اميد حسيني wrote 5 months ago: دعوت شدهام براي نوشتن درباره نوستالژي دهه فجر. من هم كه عاشق اين واژه نوستالژي. اصلا عاشق هر چيزي ك … more →
اميد حسيني wrote 8 months ago: گنجشك ناز و زيبا// كه ميپري اون بالا بال و پرت به رنگ خاك//دلت مهربون و پاك به من بگو وقتي كه پر كش … more →
masrour wrote 8 months ago: امام رضا دوستت دارم، تولدت مبارك، امروز روز تولدت بود ولي فكر كنم آسمون فهميد كه آدما درست حسابي ز … more →
die Iranerin wrote 10 months ago: آهای عقربه !کجا با این همه عجله؟چرا اینقدر تند تند میدویی؟آخه فکر منو هم بکن که باید با همون سرعتی ک … more →
die Iranerin wrote 11 months ago: مریم بانو سلام، دیروز پانی بهم گفت که بهش زنگ زده بودی و گفته بودی نتونستی هنوز باهام تماس بگیری و م … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: به ندا نامزدی نغمه رو تبریک گفتم تبریک گفتن هم داشت. به هر حال پنج سال شناخت قبل از ازدواج ریسک تصمی … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: امروز بالاخره طلسم شکست.شاید بشتر از یک سال میشد که با اعظم حرف نزده بودم.همدیگه رو گم کرده بودیم.از … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: به خاطر می آورم.روزهای پنجشنبه رو که ایده هم حتی پس از سالها در اولین دیدار همکلاسی های دبستان … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: بعد از کلاس اول دبستان، میرفتم کلاسهای تابستونی کودکستان اوپریس نبش خیابون مریم و فرشته که بعد ها یک … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: هر روزتان نوروز و نوروزتان پیروز … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: خوب آدم باید با خودش رو راست باشه و احساسات خودش رو بپذیره و بهشون احترام بگذاره.یک زمانی بود که کله … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: قصه دخی خانم رو باید نوشت.دخی خانم زن بسیار زیبایی بود.ریزنقش و حدود چهل یاچهل و پنج ساله.فکر کنم از … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: جناب علی مردانخان ال ای نشین سلام، امروز کلی یاد مهدکودکمون سر سه راه نظر و مربیمون خانم شیری کردم . … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: ملالی نیست به جز از (!) رتق و فتق امتحانات چندین و چند گانه در پیش. خبر روز اینه که عزیز ترازوی دلبن … more →
die Iranerin wrote 1 year ago: … … more →