مهاجرت معمولا برای بدست آوردن امکانات و مزايای بيشتر است به همين منظور با آنکه به وورد پرس بسیار علاقه مند هستم و دوستان خوبی را اينجا دارم هجرت خواهم کرد تا در بلاگ اسپات با امکانات بيشتری که دارد دس… more →
روزانه های شهنامFarbod wrote 3 days ago: عاشقیت، آدم را دچار می کند به شجاعت، به جسارت… و به حماقت؛ فعلن که آخری نصیب ما شده است گویا … more →
Farbod wrote 4 days ago: “Freedom, Glory, Be Our Name” Audio: Freedom, Glory, Be Our Name “Freedo … more →
maimythos wrote 6 days ago: آقاي جونز مالك مزرعه مانر به اندازه اي مست بود كه شب وقتي در مرغداني را قفل كرد از ياد برد كه منفذ ب … more →
maimythos wrote 6 days ago: آقاي جونز مالك مزرعه مانر به اندازه اي مست بود كه شب وقتي در مرغداني را قفل كرد از ياد برد كه منفذ ب … more →
Farbod wrote 1 week ago: حکایت عابد و استخوان پوسیده شنیدم که یک بار در حلهای سخن گفت با عابدی کلهای که من ف … more →
glimpser wrote 2 weeks ago: اول – دقت کنيد که رايتان را کجا مياندازيد، تا بعدا نپرسيد راي من کو؟ راي من کو؟ دوم – براي اينکه ق … more →
glimpser wrote 1 month ago: با توجه به دسترسی پیدا کردن برای جابجایی بلاگ های یاهو 360 امروز موفق شدم حدود 500 عکس را که از سال … more →
Farbod wrote 1 month ago: هیچ وقت! دو تا چیز برایم مهم نبوده هیچ وقت. یکی پول، یکی وسیله، ابزار یا هر چیزی شبیه به آن. چرایش ر … more →
tafakkor azad wrote 1 month ago: نقاشی با کلمه ها .. نوشته های رنگ آمیزی شده با کلمات و ریتم و آهنگ، از صحنه ها یا حالات و رفتا … more →
Farbod wrote 1 month ago: I'm here..... I'm waiting … more →
Farbod wrote 1 month ago: بعضی آدمها، دوست داشتنی اند، خیلی. دوست داری کنارشان بنشینی و گوش بدهی. نه که حرفهای مهم قرار است بز … more →
Farbod wrote 1 month ago: بعضی پستها، نوشته می شوند که منتشر نشوند… بعضی حرفها را می شنوی که نباید بازگو کنی… بعضی … more →
Farbod wrote 1 month ago: فکر کنم خیلی پوست کلفت شده ام، خیلی. هیچ وقت فکر نمی کردم در فاصله کمتر از بیست و چهار ساعت، دوبار ن … more →
Farbod wrote 2 months ago: وقتی هنوز جوونی، هنوز انرژی داری، هنوز چیزی به اسم آینده برات وجود داره، کلی نقشه می کشی، ساعتها فکر … more →
مصطفی wrote 2 months ago: در چشمانم نگاه می کند و قاه قاه میخندد لحظه ها را میگویم. مانند مجرمی هستم که در دست جلادی افتاده ک … more →
Farbod wrote 2 months ago: گاهی وقتها، آدمها اتفاقی آشنا می شوند. خیلی خیلی اتفاقی. این آشنایی تا مدتها همانجور، نم نمک راه خود … more →
Farbod wrote 4 months ago: رفتم سر کوچه، یه پاکت سیگار بگیرم رفتم اون دنیا، تا بمیرم رفتم برم جنگ ولی آتیش نسیمت نزاشت رفتم جیگ … more →
امیر محمد wrote 5 months ago: سلام. وقتی که حدود 2-3 سال پیش طراحی رو شروع کردم به عنوان یک مبتدی با مشکلاتی مواجه شدماز جمله کمب … more →