باران مي بارد عده براي خيس شدن به زير آن مي دوند عده اي براي خيس نشدن به سر پناهي مي روند كه سقفي دارد و عده اي ناخواسته تر مي شوند و عده اي نا خواسته خشك مي ما نند و عده قليلي با ديدن باران مي شكفن… more →
آريامنهariamaneh wrote 2 years ago: باران مي بارد عده براي خيس شدن به زير آن مي دوند عده اي براي خيس نشدن به سر پناهي مي روند كه سقفي … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: ديروز به خنده اي راضي بودم حال تبسومي دارم ولي دگر تمام فرداها را مي گريم اي اهورا مزدا اين سپري كرد … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: كثافت روي خيابان كثافت روي پوستمان كثافت روي ذهنمان كثافت توي نقشمان و كثيفي توي روحمان دين ها مي آي … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: دستان معيوب مرد بليط فروش را در حين شمارش پول ها ديدم كه آنها را مچاله مي كرد و مي شمرد حتي معيوبيت … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: مشتها گره شده خونها روان شده و سپس انقلاب مي آيد مردها مشكوفند زنها از شوق مي گريند وسپس پيشوا مي آي … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: نادر به تو درود مي فرستم اي مرد خراسان اي شاه ايران نادر به كار هاي كه براي وطنمان كردي بسيار به تو … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: به كوچه نگاه مي كنم خاطره اي در ذهنم تداي نمي شود به درختان نگاه مي كنم دگر روح سبز بودن را در آنها … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: وقتي ما تمدن داشتيم وقتي كه ما بزرگي داشتيم . عده اي به ما حسادت مي كردند.وقتي ما اصالت داشتيم داناي … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: عصيان سال ها تحصيل كردم حسابش از دستم در رفته چه كتابها خواندم حسابش از دستم در رفته به سخنان بسيار … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: خوكان در كثافت مي غلتند كركسان گوشت مرده مي خورند كفتاران طمعه شير را مي دزدند خرس در غارش در خواب ز … more →
ariamaneh wrote 2 years ago: مي خواهم گريه كنم نمي توانم مي خواهم داد بزنم نمي توانم مي خواهم فرار كنم نمي توانم مي خواهم مبارزه … more →