تازگیا پی به وجود مرضی در خود بردم و امروز فهمیدم که چرا: من تو را مدتیست که ترک گفتم! … more →
من و غربت نوشته های شیمزنقطه دات نقطه wrote 1 day ago: تو پینگ.افام میلولم ، اسمایلی یک لولی پ.ن: اعتراف می … more →
شیمز wrote 3 days ago: تازگیا پی به وجود مرضی در خود بردم و امروز فهمیدم که چرا … more →
golmaryam wrote 4 days ago: نکنید خواهر من نکنید! برندارید در تمام مهمانی های ماه ر … more →
شیمز wrote 1 week ago: باز هم طعم کلاس اولی همیشه در مدرسه زندگی و اینبار در MBA! … more →
شیمز wrote 2 weeks ago: شبی که من خود را از تو و خیال تو جدا کردم ماه شرمگین از پ … more →
نقطه دات نقطه wrote 2 weeks ago: ساز دهنی را بدون کوک می نوازند . … more →
شیمز wrote 3 weeks ago: درست نمیدانم که بیست و پنج سال میشه یک عمر میشه ربع یک ق … more →
شیمز wrote 3 weeks ago: اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد تا قیامت دل من گریه می خو … more →
Shirin wrote 1 month ago: آدمه دیگه … هر بالایی ممکنه سرش بیاد! مثلا اینکه هم … more →
Shirin wrote 1 month ago: قبلنا نزدیک دیدلین که میشد بازدهم میرفت بالا … الانا … more →
نقطه دات نقطه wrote 1 month ago: سعی کردم ماه را اعدام کنم، طناب را بر گردن “ه” اند … more →
نقطه دات نقطه wrote 1 month ago: کاش میشد زبان مادری را فراموش کرد فقط برای کمی احساس بد … more →
شیمز wrote 1 month ago: صدای قدم هایش می آید. در را بگشا. امردادست که در میزند. م … more →
نقطه دات نقطه wrote 1 month ago: چیه هی محمود و هاله رو میندازی جلو ؟ جیگرشو داری خودتو ن … more →
نقطه دات نقطه wrote 1 month ago: بَرا امشب چند تا دی.وی.دی لاست* سفارش دادم با رفیقم بشین … more →
نقطه دات نقطه wrote 1 month ago: از نکات مثبت شب بیداری اینه که میتونی شاهد بیدار شدن تک … more →
نقطه دات نقطه wrote 1 month ago: خسرو ، و کمی هم شکیبایی و همین است که او را از دیگر نام ه … more →
نقطه دات نقطه wrote 1 month ago: او رفت ، فقط حالا که او رفته نگویید که چنین بود و چنان بو … more →