دیشب هوا منفی 10 بود. زنگ زدم به دوستم، بهش گفتم بیا بریم دوچرخه سواری. گفت هوا سرده. گفتم کجا سرده؟ همش منفی 10 درجه شده دیگه… بعدش خودم خندم گرفت. تو تهران اگر هوا منفی 10 باشه، کل شهر رو تعطی… more →
iLogglutz wrote 2 days ago: دیشب هوا منفی 10 بود. زنگ زدم به دوستم، بهش گفتم بیا بریم دوچرخه سواری. گفت هوا سرده. گفتم کجا سرده؟ … more →
adomide wrote 4 days ago: خدایا دیگه اگه نوبتی هم باشه، نوبت توست که یه کاری بکنی، الان دیگه وقتش بیدار بشی این ساعتت خیلی وقت … more →
glutz wrote 5 days ago: یه مدت خیلی طولانی نبودم. اصلا حوصله نوشتن نداشتم. راستش الان هم ندارم. اما خوب: 1. پاییز شد. … more →
adomide wrote 1 week ago: اتفاق بد،اتفاق بد است، ولی هر چقدر بتوانیم اثر مثبت پیدا کنیم درجه اون اتفاق بد پایین می آید. … more →
adomide wrote 2 weeks ago: وقتی قرار است چیزی درست نشود، نمی شود، وقتی قرار است کسی نخواهد، نمی خواهد، وقتی قرار است چیزی عوض ن … more →
adomide wrote 3 weeks ago: این حق رو میدم به همه آدمهای که با من یه مدلی در تماس هستند که گاهی اوقات بی منطق و بی خودی بشوند تو … more →
adomide wrote 3 weeks ago: جهنم و بهشت من تویی… بهشت برای من روزهای ست که تو هستی ، صدایت، گرمای نفس هایت، حضورت، به تمام … more →
glutz wrote 1 month ago: سال پیش قبل از اینکه بیام اینجا میرفتم یه جایی و درس میدادم. بچه ها رو خیلی اذیت کردم. البته اذیت که … more →
adomide wrote 1 month ago: خدایا بوسیدن توی مترو، بی آرتی، وسط میدون آزادی، ولی عصر، ونک، انقلاب نصیب ما کن. … more →
adomide wrote 1 month ago: راهی می شوم و قدمهایم را طوری بر میدارم که گویا خدا صدایش را می شنود، خدا صدای همه چیز را می شنود، ف … more →
adomide wrote 1 month ago: بله خواستم بگم من این مدل آدمی هستم که با داشتن کلی بهانه برای دپرس بودن و غمناک بودن، برای خودم می … more →
glutz wrote 2 months ago: وقتی که دلتنگ میشم، دیگه واسم مهم نیست … 1. که همسایه پایینی منو واسه تولدش دعوت کرده. 2. که د … more →
glutz wrote 3 months ago: حاضرم 10 سال از عمرمو بدم، ولی به یکسال پیش برگردم. اگر میشد، میدونستم باید چیکار کنم. خدایا چرا بعض … more →
glutz wrote 3 months ago: امروز رفتم بانک کردیت کارتم رو بگیرم. وقتی بهم زنگ زدن گفتن بیا بگیرش، بهم گفتن 2 تا کارت شناسایی هم … more →
glutz wrote 3 months ago: شنبه رفتم یه دریاچه که همین نزدیکی هاست. یه عکس گرفتم از همون اطراف که هرچی نگاهش میکنم سیر نمیشم. و … more →
glutz wrote 3 months ago: میدونی چرا جمعه عصرها دلت میگیره؟ چون امام زمان اون جمعه ظهور نکرده. حالا اگر به جای جمعه، شنبه و یک … more →
adomide wrote 3 months ago: یه وقتایی، یه جایی به این نتیجه می رسی که الان انرژی لازم رو نداری برای تمام کردن یا حتی شروع کردن ی … more →
glutz wrote 3 months ago: همه چیز از سه ماه پیش شروع شد. به سرم زد که برم یکمی خرت و پرت بخرم. هنوز هوا حسابی سرد بود اما جان … more →
glutz wrote 4 months ago: امروز این پسره که تو پست قبلی در موردش نوشتم اومده بود اتاق من. یک ساعتی حرف زد. میگفت مامانش نگرانش … more →