tookaa wrote 5 months ago: هسته ام .. هسته ای بی هستی .. برتنم داغی نیست .. مهر ایامی نیست .. روزها در گذرند .. لحظه ها می … more →
tookaa wrote 7 months ago: قوانین من می گه : بی قانون باش / هیچ قانونی ارزش نشکستن ندارد/ چه خوش روزی آن روز که قانونی نبود … more →
tookaa wrote 9 months ago: گاهی برای بودن وقت نیست .. گاهی برای گفتن مجال کاش اگر وقتی بود و مجالی ، حرفی برای گفتن باشد .. بیش … more →
tookaa wrote 10 months ago: گاهی بیزار و خسته از صداقتی که مثل تف سربالا توی صورتم می نشیند و منی که هی خودم رامنصرف می کنم . .. … more →
tookaa wrote 10 months ago: . خودشون رو می گیرن ،وقتی خودت رو نمی گیری .. . … more →
tookaa wrote 11 months ago: ساعت ها شبگردی از پا درش آورده بود .گرسنه بود … جای به ظاهر خلوت همیشگی نشست وعشوه گرانه شروع … more →
tookaa wrote 1 year ago: زندگی با همه بوهایش به تو سلام می کند .. وقتی چشمان خسته ات را باز کنی ، بوی گل های مریم تو را مست م … more →
tookaa wrote 1 year ago: پرواز نخست : ... . صبحی آفتابی بعد از دو روز بارش.. وپیرمردانِ خاموشِ ماهیگیر .. کوچک و زنده ، نگاهم … more →
tookaa wrote 1 year ago: و تقویم پنجشنبه ها پراز شبی ست که به رسم سنت ، حلال ترین شب هفته است .. برای تنبل ها ، که از درس و م … more →
tookaa wrote 1 year ago: هوا خاكستري بود … سرد و يخ .. خاك خاكستري بود … سرد و يخ زده .. درختان نيز .. زمين اما ر … more →