گاهی اوقات خنده ام میگیره … گاهی حسرت خوردن عادتم میشه گاهی، می خوام داد بزنم … گاهی برای خودم متاسف می شم … گاهی … گاهی گریه می کنم … اما اکثر اوقات از این گاه گاه ها مت… بیشتر →
نِت نوشتبیش فعال wrote 2 weeks ago: اینجا برزخ است. آدمهای اینجا معلق اند بین زمین و هوا. گاهی به زمین می روند و برای خودشان می چرخند، گ … more →
بیش فعال wrote 1 month ago: همگی نقاب هایشان را در آوردند; همه شان مانند هم… همه شان زشت… … more →
بیش فعال wrote 3 months ago: روزگار معلم سخت گیری نیست! معلمی بچه باز است… (اول امتحانی میگیرد و سپس جدی جدی درس بدی می دهد … more →
بیش فعال wrote 6 months ago: بچه که بود ساعت ها را میشمرد. بزرگتر شد، روز ها را شمرد. اکنون هفته ها و ماهها را می شمارد. سرانجام … more →
بیش فعال wrote 8 months ago: یک عمر آواره و سرگردان به دنبال محمدرضا نعمت زاده می گشت، بی آنکه نگاهی به شناسنامه خود انداخته باشد … more →
ali.pb wrote 2 years ago: گاهی اوقات خنده ام میگیره … گاهی حسرت خوردن عادتم میشه گاهی، می خوام داد بزنم … گاهی برا … more →
ali.pb wrote 2 years ago: سلام بازم اومدم … دليل رفتنم هيچكسو قانع نكرد … برای همين برای اومدنم هيچ دليلی ندارم … more →
ali.pb wrote 2 years ago: دارم كم كم رو به پوچی ميرم … انقدر فشار رومه كه با دادو بداد و فرياد هم نميتونم كسی رو متوجه خ … more →
ali.pb wrote 2 years ago: راستش یه خورده نه ، خیلی سخته … حدود یکی دو سه ماه پیش می خواستم این کار و بکنم … اما را … more →
ali.pb wrote 2 years ago: ظرف كه خوب می شورم … گرد گيری هم سعی می كنم هفته ای يه بار سنگ تموم بزارم … تو كار هايی … more →
ali.pb wrote 2 years ago: هيشكی مث تو منو دوست نداره اينو از تو چشات می تونم بخونم1 آخرين ريفرر لينكی كه به اينجا داده شده … more →
ali.pb wrote 2 years ago: سلام تا امروز دقيقا يك سال من اينجا هر چند وقت يك بار می نويسم … يك سال گذشت به همين راحتی … more →
ali.pb wrote 2 years ago: امروز نمیدونم همه چه شونه … یا عجله دارن … یا در فراغ بال به سر می برن … more →
ali.pb wrote 2 years ago: همونطور كه ميدونين خيلی چيز ها باعث عدم تمركز ميشه … اونم تو فصل امتحان ها … راستش قصد ن … more →
ali.pb wrote 2 years ago: الان ساعت حدود 1 هستش … من هم يه دل پر حرف برای نوشتن دارم… نميدونم از كجا … more →
ali.pb wrote 2 years ago: امروز به جوری به نظر می رسيد. مثل همه صبح ها زود از خواب بيدار شدم برای رفتن به دانشگا … more →
ali.pb wrote 2 years ago: درد بی عشقی زجانم برده طاقت، ورنه من داشتم ارام تا آرام جانی داشتم برای مشاهده با اندازه اصلی روی عک … more →
ali.pb wrote 2 years ago: ز تند باد حوادث نمیتوان دیدن در این چمن که گلی بوده ست یا سمنی ؟ ببین در آینه ی جام نقش بندی غیب که … more →