نمیدونم کی چشمش پی این موش کوچولوی آبی من بود که تازه پنچشنبه ظهر، خواهرجان برای ما ابتیاع نمودند، که شنبه شب که از مطب جناب دکتر برگشتیم، دیدیم دیگه موش…. بی موش… مرد این موش بدب… more →
شاید بعضی وقتهافرشته wrote 1 week ago: نمیدونم کی چشمش پی این موش کوچولوی آبی من بود که تازه پنچشنبه ظهر، خواهرجان برای ما ابتیاع … more →
فرشته wrote 1 week ago: چیزی که به من ربط نداره، خوب ربط نداره… اما اصلا خوشم نمیاد در یک محیط خانوادگی، مثل غریبهها … more →
فرشته wrote 2 weeks ago: نیمههای شب خواب دیدم فقط چند خط دیگه مونده تا مهلت خوابم تموم بشه…. بیدار شدم و دوباره مهلت خ … more →
فرشته wrote 2 weeks ago: بعد اینکه خیلی دلم خواست یک وبلاگ کوچولوی گوگولی راه بندازم واسه پسرک، نمیدونم بتونم بنویسم یا نه؟؟ … more →
فرشته wrote 5 months ago: شازدهکوچولو، چون دوسِت دارم، میگم:: همیشه حرف زدن منشاء تمام سوءتفاهمها نیست…. گاهی حرف زدن، … more →
فرشته wrote 6 months ago: گاهی دلم برای خودم میسوزد، و برای بعضی آدمها که به من اعتقاد دارند بیشتر، نه، برای آنها نمیسوزد، بر … more →
فرشته wrote 9 months ago: خجالت همیشه چیز خوبی نیست، اصلا خجالت چیز خوبی نیست! هرچی میکشیم از این خجالت و کمرویی لعنتی میکش … more →
فرشته wrote 9 months ago: یه مدته به این فکر میکنم: آیا منی که دائم به همه میگم: فکر نکنن خودشون همهچیز رو بهتر از همهکَس م … more →
فرشته wrote 9 months ago: هر حرفی رو هرجا و به هرکسی نباید زد، آدمای بیجنبه و بیشعور نمیتونن هر چیزی رو بفهمن. پ.ن: کسی به … more →
فرشته wrote 9 months ago: انگار پای ثانیهها لنگ میشود هرجا دلی برای دلی تنگ میشود … more →
فرشته wrote 10 months ago: وجه تسميه حاج بادام چيست؟ پدربزرگم سالها پيش براي زيارت خانهء خدا راهي مكه شد. آن موقع سفر به مكه ح … more →
فرشته wrote 10 months ago: مگه این ماه، ماه محرم نیست؟ محرمالحرام میگن دیگه؟ این روزها و شبها، به چیش عزیزه؟ به این که امام ما … more →
فرشته wrote 11 months ago: ۱. السلام علیک یا اباعبدالله . علی الارواح التی حلت بفنائک… اللهم العن اول ظالم ظلم محمد و آل … more →
فرشته wrote 11 months ago: گاهی چیزهای خیلی ساده آدما رو خیلی خیلی خوشحال میکنه… مثل یه تلفن از یه دوست خوب و عزیز، که ح … more →
فرشته wrote 11 months ago: طی یک سری عملیات وبگردی، سری به خونه سارهخانم زدم و یه غذای ظاهرا خوشمزه رو دیدم که نتونستم ازش صر … more →
فرشته wrote 11 months ago: الآن اذون گفتن و اوج دپرسیهای شاعرانه عصر جمعه را میشود حس کرد! .اما من، امروز، امشب، این عصر پایی … more →
فرشته wrote 11 months ago: ۱. عجب صبری خداردارد… ۲. خسته شدم از مدام در جنگ بودن… ۳. خسته شدم از مجبور بودن به انتخ … more →
فرشته wrote 11 months ago: جستجوی عبارات «انسان، طبیعت، معماری» و «دکوراسیون» و … برام طبیعی و قابل فهمه، اما «قرار گرفتن … more →
فرشته wrote 11 months ago: من هیچوقت از فوتبال خوشم نیومده، اما فکر میکنم همه اون بازی ایران- استرالیا رو دیدن و اون لحظه به خ … more →