اساسی ریخته بهم این دل وامونده ، اول صبح شاید خوندن یه خبر مرگ و یا دلتنگی یه دوست نازنین برای وطن باعث شد که همه چیز مثل یه فیلم 8 میلیمتری بیاد جلوی چشام و همون کافی شد که حتی نگاه تو نگاه موشها ندا… more →
حدیث مهرحدیث مهر wrote 8 months ago: اساسی ریخته بهم این دل وامونده ، اول صبح شاید خوندن یه خبر مرگ و یا دلتنگی یه دوست نازنین برای وطن ب … more →
حدیث مهر wrote 9 months ago: حاضر بودم خیلی چیزها نبود ولی الان تو جاده عباس آباد – کلاردشت به یکی از آهنگهایی که دوست دارم … more →
حدیث مهر wrote 10 months ago: مسخره نیست یکساعتی تو رختخواب غلت زدم ، خستگی آوار شده رو تنم اما نمی دونم چرا تنم تسلیم خواب نمی شه … more →
حدیث مهر wrote 11 months ago: کودکم ، دلبندم ، وای بر من ، وای بر همه مادران سرزمین من ،سرزمین تو ، وای بر غزه که ترا به خاک می سپ … more →
حدیث مهر wrote 11 months ago: امشب به کوی ات آمدم دانم که در وا می کنی/ رحمی به این خونین دل رسوای رسوا میکنی/ لیلای من باشد عیان … more →
حدیث مهر wrote 11 months ago: نزاز من را میکشاند با خودش به جایی که دیگر کسی نیست و بی رحمانه مشتی میخورد بر روحم ” اشتباه ا … more →
حدیث مهر wrote 12 months ago: تا حالا زیر بارون دنبال گمشده ای گشتی ؟ میرم گم بشم زیر بارون شاید پیداش کنم ! پ.ن: زمزمه میکنم لیلی … more →
حدیث مهر wrote 1 year ago: مادرم و فاطمه و یه دنیا خاطره که باید بذارم در کوزه آبش را بخورم … پی نوشت : چرا این روزها همه … more →
حدیث مهر wrote 1 year ago: شاید وقتش رسیده که بگم : اومدنم اینجا برای رهایی از تنهایی بود که مثل بختک افتاده بود روی زندگیم … more →
حدیث مهر wrote 1 year ago: -نذار دلم برای تو هم تنگ بشه -نه نهههههههه…. ندار غروب جمعه مثل سگ بگیره دلم -نه نههههههههههه … more →
حدیث مهر wrote 1 year ago: میدونم یه سال دیگه وقتی از امروز یاد کنم می خندم و میگم روز خوب خدا بود سوم نوامبر سال 2008 اما حس … more →
حدیث مهر wrote 1 year ago: دارم دیوونه میشم به سلامتیت ،به خودم اومدم دیدم بی مقدمه شروع کردم به پیچیدن دلمه برگ مو با برنج … more →
حدیث مهر wrote 1 year ago: تو ایستگاه دلتنگی از ترن جا موندم… زمان : عصر امروز مکان: بندر متروک … more →
حدیث مهر wrote 1 year ago: حسش میکنم، نزدیکه خیلی نزدیک، نفس میکشم با خودم میگم این هوای اونه ! دور نیست، سرم را می چرخونم بی … more →