نمیدونم تا حالا دربارهی فرضیهی تناقض پدربزرگ چیزی شنیدین یا نه. تو این تئوری، فردی به زمان گذشته برمیگرده و پدربزرگ خودش رو میکشه در حالیکه پدرش (یا مادرش) هنوز به دنیا نیومده . اینجا پارادوکسی د… more →
توهّمbamdadi wrote 5 months ago: من عاشق لیمو هستم. اگر گیرم بیاید با چای، با سالاد، با غذا چه ترش باشد چه شیرین یا حتی خالی خالی می … more →
حمید رضا wrote 6 months ago: دوباره همه با هم هستیم و تو خوشحالی. دوباره دور هم می گوییم و می خندیم. خنده ات از ته دل است هر چند … more →
امین هاشمی wrote 7 months ago: امروز مجالی شد تا یک قسمت دیگر از یادداشت های غریبانه را قرار دهم البته یکی دو قسمت را حذف کردم برای … more →
شهریار قصه گو wrote 1 year ago: پدربزرگ مادریام مردی بود خوشصحبت و پرحرف و جهاندیده. موجودی سرشار از انرژی و با روحیه که توی مجلس … more →
Ãmir wrote 1 year ago: نمیدونم تا حالا دربارهی فرضیهی تناقض پدربزرگ چیزی شنیدین یا نه. تو این تئوری، فردی به زمان گذشته ب … more →
شایگان wrote 1 year ago: این مکالمه ایست بین من و پدربزرگ در سال 1395 امروز پدربزرگم اومده بود خونه ی ما، خیلی شاکی بود، گوی … more →