یک پدر و پسر در میز کناری ما در حال غذا خوردن بودند . صدای صحبتشان بلند بود و مطلبی که درباره اش صحبت می کردند بسیار جالب ! گویی مادر پسرک که حدود 6 ساله بود ان شب به بیمارستان برده شده بود تا برای او… more →
ذهن خاكستريپشه کوره wrote 2 weeks ago: بیرون قنادی، پشت ویترین ایستاده بودند. پسر با بی تفاوتی تمام چهره پدر را نگاه می کرد. پدر گفت: «پسرم … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: یک پدر و پسر در میز کناری ما در حال غذا خوردن بودند . صدای صحبتشان بلند بود و مطلبی که درباره اش صحب … more →