محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت مست گفت اي دوست اين پيراهن است افسار نيست گفت مستي زان سبب افتان و خيزان ميروي گفت جرم راه رفتن نيست ره هموار نيست گفت ميبايد ترا تا خانه قاضي برم گفت رو صبح آي ق… more →
اسپانو در خیالspano wrote 6 months ago: محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت مست گفت اي دوست اين پيراهن است افسار نيست گفت مستي زان سبب افتان … more →