امروز کیان در اولین روز یازده ماهگی ساعت شش و نیم عصر جلوی چشمهای من که از خوشحالی جیغ میکشیدم و دست میزدم دو سه ثانیه برای اولین بار ایستاد بعد نشست و هی برای خودش دست زد امروز داشتم تولد یکسالگی آر… بیشتر →
من و آن دیگریdordaneh wrote 1 day ago: امروز کیان در اولین روز یازده ماهگی ساعت شش و نیم عصر جلوی چشمهای من که از خوشحالی جیغ میکشیدم و دست … more →
dordaneh wrote 1 week ago: از سر و کولم بالا میرود روی مبلها از این یکی به آن یکی با سر خودش را هل میدهد و گاهی اوقات یک جوری ر … more →
dordaneh wrote 1 week ago: دیشب برای یک لحظه ایستاد آنهم نه با حمایت دستان ما که پدر و مادرش هستیم که گاه یادمان میرود که این ل … more →
dordaneh wrote 1 month ago: باید اعتراف کنم که من یک همنشین تازه پیدا کردهام لذتی دارد دیدن جوجه ای که تا چند روز پیش واقعا مثل … more →
dordaneh wrote 2 months ago: و ما برگشتیم دو هفته ای رو از واقعیتهای زندگی به نوعی جدا شدیم هر چند که این واقعیات دست از سرآدم … more →
dordaneh wrote 5 months ago: فکر کنید طرف وقتی پاسپورت پسرک رو باز کنه این عکس رو ببینه چی فکر میکنه؟ یا اینو اینها تلاشهای … more →
dordaneh wrote 5 months ago: اینروزها جز کیان که دائم در حال تغییره اتفاق خاصی نمیافته پسرکم دو تا دندونهای پائینش داره در میاد و … more →
dordaneh wrote 5 months ago: مامان نورای عزیز گفته بودی که بیایم و کمی از جوجه ام بنویسم ، میایم و هر از گاهی نگاهی به این صفحه ا … more →
dordaneh wrote 7 months ago: من همین دورو برهام مشغول جمع و جور و بسته بندی خنزر پنزرهام شنبه برمیگردیم به وطن یا همون سیدنی که … more →
dordaneh wrote 8 months ago: سرش روی شونمه و دستها و پاهاش آویزون صدای نفسهاش میگه که خوابش عمیق شده سرش رو برمیگردونم روی دستم … more →
dordaneh wrote 8 months ago: باز هم باران , پاییز اومد به همین سرعت با اینکه اینجا کشور گرمسیریه مثلا اما نمیدونم چرا اینقدر زم … more →
dordaneh wrote 9 months ago: kian پسرک زیبای من(خاله سوسکه) زیر این حبابهای براق دستهایش شل میشود و یک لبخند پت و پهن صورت سفید … more →
dordaneh wrote 9 months ago: چند روزی رو سیدنی بودیم برای چک آپ دوباره کیان و امتحان باباییش کیان خان ما خیلی خوب با همه چیز کن … more →
dordaneh wrote 10 months ago: ما بالاخره سه شنبه دهم فوریه رسیدیم خونه پسرک قهرمان من بعد از یک نبرد طولانی گوی زندگی رو برد و حال … more →