فقط كمي آهسته تر خواهش مي كنم تو را مي گويم : بغض قديمي تويي كه تا مي آيم زندگي را مزه كنم ، به سراغم مي آيي تويي كه حتي نمي خواهي يك لحظه توهم خوشبختي حتي ، با من باشد ! مي خواهم زندگي كنم ، حتي اگر… more →
ذهن خاكستريiraniankey wrote 1 year ago: نمی دونم چرا دوباره می نویسم بعد از این همه کسالت … more →
محمد کشوری wrote 1 year ago: چند وقتیه که دسترسی کم به اینترنت موجب شده تا پست های کمتری داشته باشم ولی اون مواقعی هم که دسترسی پ … more →
همسوار wrote 1 year ago: دلم گرفته دوباره حس كردم اون حسي را كه مدتي بود تجربه ش نكرده بودم. حس علاقه و دوست داشتن. عاشق نشدم … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: فقط كمي آهسته تر خواهش مي كنم تو را مي گويم : بغض قديمي تويي كه تا مي آيم زندگي را مزه كنم ، به سرا … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: قبل از هر سپيده دم هر آدينه باشوقي فزاينده و لبريز ، خواب را كناري مي زنم . بر ميخيزم تطهير شوق مي … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: چنان شوق رهايي داشت كه تنها يك لحظه غفلت كردم پر زد و رفت و چنان عشق آزادي داشت كه نه نگاه منتظرم ر … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: شب همچون زني هر جايي در پنهانترين پستوها سرك مي كشيد و ظلمت چهره اش را با لبخند دهاني بي دندان مي ن … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: صادق هدايت گاهي در نوشته هايش به طنز خود را هادي صداقت مي ناميد . او اغلب نقاشي هايش را روي كارت پس … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: سكوتي طاقت فرسا حاكم است. چشمهايي خشك شده چشمهايي مات و مبهوت چشمهايي پر از هراسي دردآور. ديگر صدا … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: تقصير از پروانه نيست ، اگر در راه عاشقي جان مي سپارد گناه از شمع است كه بي رحمانه بالهايش را به آتش … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: تقديم به تورج عاطف هميشه از آن مي گريزي مي خواهي در دلت اثري از آن نباشد . مرتبا عشق مي ورزي . به … more →
مهرنوش محتشمي wrote 1 year ago: هنوز هم گاهي احساسش مي كنم به سبكي گامهاي نو عروس مي ماند از روي روحم ، بي اعتنا مي گذرد همه جوانه … more →