مرا از خودت میرانی هر چقدر التماست می کنم بی فایده است نمی خواهی ام خرده های دلم را جمع می کنم و می روم بعد هی بر می گردی هی زخمهایم را تازه می کنی و رویش نمک می پاشی از آزارم لذت می بری ؟ از اینکه بی… بیشتر →
ذهن خاكسترينوشت 8 months ago: مرا از خودت میرانی هر چقدر التماست می کنم بی فایده است نمی خواهی ام خرده های دلم را جمع می کنم و می … بیشتر →
نوشت 2 years ago: بستم، در را گشودم و بستم چمدان را بستم، بر بسترم کتاب چخوف، گلستان سعدی را بستم. بستم، یادگار اسفند … بیشتر →