کنار برکه نشسته بود و به آب خیره شده بود گویی به دنبال چیز با ارزشی است , با دست راستش آرام بر سر آب دست می کشید و نوازشش می کرد . پیراهن پاره او نشان از تهیدستی او بود . ” فرد ” Fred… more →
شب نوشت های منaneeshtan wrote 1 year ago: کنار برکه نشسته بود و به آب خیره شده بود گویی به دنبال چیز با ارزشی است , با دست راستش آرام بر س … more →