یکی از ابهامات زندگیام این است که، در آن روز ِ بهخصوص، با چه حسی و چه شکلی، محمد هستهی خرماهایی که میخورد را توی کاسهی پسرعمویش علی میگذاشت؟!… more →
دختردایی گمشدهMohammad8x wrote 1 week ago: … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 4 months ago: یکی از ابهامات زندگیام این است که، در آن روز ِ بهخصوص، با چه حسی و چه شکلی، محمد هستهی خرماهایی ک … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 9 months ago: اگر بخواهم چیزی یا کسی را برباددهندهی خودم بدانم، که بی آنکه بر آن چیره شوم، طبل رسوایی ام را همه ج … more →
راوی دختردايی گمشده wrote 9 months ago: دیگر مدتهاست قرآن را نمیبوسیم. چون مدتهاست آن را از روی طاقچه برنداشتهایم. و خاک گرفته و اگر ببوس … more →
mehrzadpars wrote 2 years ago: بودنها همیشه با بودن معنی نمیشود، و نبودنها هم با نبودن. کاشکی در نبودنهامان باشیم، که بهترین بو … more →