سکوت wrote 4 months ago: امروز خانمی با مامانش و باباش می رن کربلاو به همین دلیل تا یه هفته فکر نکنم بتونم با هاش صحبت کنم. م … more →
سکوت wrote 5 months ago: ناچارم مطلب پست قبلی تکذیب یا به نوعی اصلاح کنم. اون گیم اونقدرها هم بد نیست. یعنی هستا ولی برای بچ … more →
سکوت wrote 6 months ago: تصمییم گرفتن برای اینکه چه بازی کامپیوتری برای دختری بخرم هم خیلی سخت بوده و خودم نمی دونستم. یه باز … more →
سکوت wrote 7 months ago: یه موقعی بود که دور و ورم شلوغ بود ولی خودم تنهایی بیستر دوست داشتم و حوصلم هم سر نمی رفت و فکر می ک … more →
سکوت wrote 8 months ago: چند روز پیش بعد از یکی دو سال برای کاری رفته بودم دفتر تهران شرکتمون و خانم منشی که منو دید گفت این … more →
سکوت wrote 8 months ago: درسته كه افكار و عقايد آدما با هم فرق مي كنه ولي خوب خيلي سخته كه دو تا آدم با دنياهايي كه صدو هشتاد … more →
سکوت wrote 9 months ago: موق که مطلب نوشتنو اینجا شروع کردم دلم میخواست همه حرفایی رو که هیچوقت نمیتونستم بگم اینجا بنویسم تا … more →
سکوت wrote 9 months ago: نمی دونم چرا مرز بین خوشی و غم وغصه اینقدر باریکه. یه وقتایی که خیلی خوشحالی یا خوش گذشته بهت یه چیز … more →
سکوت wrote 9 months ago: وقتی که یه زن و شوهر تا حدی جوون بعد از دو هفته دوری بهم می رسن، طبیعیه که آتیش احساساتشون بالا بزنه … more →
سکوت wrote 9 months ago: اين همسايه هاي توي آپارتمان ما هم هر كدوم يه جور دردسر درست ميكنن مخصوصا كه منم بيشتر وقتا خونه نيست … more →
سکوت wrote 10 months ago: درسته که کلا آدم تنبلی هستم ولی این اصلاح کردن و زدن ریش دیگه واقعا کار بیخودیه. موقع هایی که محل کا … more →
سکوت wrote 10 months ago: تا چند وقت پيش تو قسمتي كه كار مي كنم فقط من بودم و البته كار زيادي هم نبود ولي خوب هر كاري مي اومد … more →
سکوت wrote 10 months ago: ديشب تو سريال دكتر قريب زندگي زنيو نشون مي داد كه از شدت فقر و ناچاري خودش وبچه هاشو كشت. نميدونم خي … more →
سکوت wrote 10 months ago: اين دختري هر چقدر عروسك داشته باشه انگار بازم كمه. اين بار كه بعد مدتها رفتيم خونه بابام اينا ، ماما … more →
سکوت wrote 10 months ago: ترقي ناگهاني و يك دفعه اي در خصوص ماشين باعث تعجب همسايه ها مون شده . احتمالا پيش خودشون ميگن اينا د … more →
سکوت wrote 11 months ago: بالاخره بعد از نزدیک به دو سال ماشینیو که ثبت نام کرده بودیم دادن. راستش اون موقع که رفتیم شرکت هیون … more →
سکوت wrote 11 months ago: از قدیم هم گفتن تب تند زود عرق میکنه و من هم اینجوریم .از اولش هم حدس می زدم که این وبلاگ نویسی … more →
سکوت wrote 11 months ago: وقتی زندگی روال معمولی و اونچه که باید داشته باشه رو نداره آدم دچار سردرگمی و گیجی میشه. من که اینطو … more →
سکوت wrote 11 months ago: بعد مدتها(یعنی حدود دو سال!) که همیشه بیکار بودم و بیشتر کامپیوتر بازی و گشت و گذار تو اینترنت میکر … more →