ماجرا بر میگرده به دوران سربازی ، اون موقع که من تو پلیس راه خدمت می کردم و بر حسب وظیفه کار هر روزمون کنترل ماشین های عبوری بود مثل هر روز بعد از صبحگاه و صرف صبحانه با تیم گشتی ساعت 7 صبح از پاسگا… more →
آخرین منجیhadinik wrote 2 months ago: ماجرا بر میگرده به دوران سربازی ، اون موقع که من تو پلیس راه خدمت می کردم و بر حسب وظیفه کار هر روز … more →
hadinik wrote 3 months ago: قضیه مربوط میشه به پائیز 86 یه روز بارونی زمان خدمت تو پلی س راه ، ماجرا از این قرار بود که منو یه ا … more →
rezab wrote 9 months ago: انگار کنارم بود. هر لحظه که قطرات بارون به پنجره ی چوبی اتاق انباری میخورد یاد اون می افتادم. یاد … more →
pasparto wrote 1 year ago: یادش به خیر، یک وقت آرش موسوی جوجه اردک زشت را مینوشت، چقدر هم خوب مینوشت. در این مدتی که دیگر نمی … more →