Alireza wrote 2 weeks ago: بازم کلاغ قصه ها رفت و به خونش نرسید یغما گلرویی ، خسته شدم از آلبوم نقاب ، سیاوش قمیشی … more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: بلاتکلیفم! مث کتاب فراموش شده یی رو نیمکت یه پارک سوت کور که باد دیوونه نخونده ورقش می زنه! یغم … more →
ishutt wrote 1 year ago: دارن یه برجی میسازن با ده هزار تا پنجره میگن که قد برجشون از آسمون بلندتره برای ساختنش هزار هزا … more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: . ستون آسمون خراش، سایه ات رو ننداز رو سرم تو شب بی ستاره هم، من از تو آفتابی ترم یه روز میاد که آد … more →
ishutt wrote 1 year ago: اونور این شب کلک ، من و ترانه تک به تک خونه می ساختیم روی باد ، دریا می ریختیم تو الک مسافرای … more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: . مش رمضون!ديدي تو شهر ، رو گردهي ما زين زدن ؟ ديدي كه پهلوونا رُو ، با يه كلك زمين زدن ؟ غولِ سي … more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: چرخ و فلک می خواستیم، فلک نصیبمون شد ساده ی ساده بودیم کلک نصیبمون شد دنبال یه حقیقت، تو آینه ها می … more →