تقدیم به شهید سرهنگ صمد بیات ترک، مردی که پلیس بود زير لب گفت : آزاد بشم خواهر همه تونو - : چه کار ميکني قاتل قرمساق -: ببخشيد جناب سروان نفهميدم شما اينجا، منظورم شما شترق من يك گوشه نشسته بودم. او … more →
از روزگار شاعریمحمد خواجهپور wrote 7 months ago: تقدیم به شهید سرهنگ صمد بیات ترک، مردی که پلیس بود زير لب گفت : آزاد بشم خواهر همه تونو - : چه کار م … more →
محمد خواجهپور wrote 1 year ago: من چقدر حالا اَم و اين صفحه چقدر سفيد بی که شروع شود برای شعر ناتمام دستی تکان بده خداحافظ، بايدِ سخ … more →
محمد خواجهپور wrote 1 year ago: دیگر تنها در این شعر است که هستم و پشت کلمات چیزی نیست عریانی درختها در پاییز ربطی به دلتنگی ندارد … more →
محمد خواجهپور wrote 1 year ago: اين نشاني من است روي ديوار كوچه به نام خودم شدهام بي آن كه خواب باشم، شيرين! شهيد شدن مثل انواع كاك … more →