از وقتی که دیده بودمش داشت یک ریز درباره اوضاع و احوال و وضعیت ناجور و مملکت داغون و کاسبی کساد و بی پولی حرف می زد . حتی مهلت نمی داد که اظهار نظر کنی . خودش می گفت و خودش هم جواب می داد . از پیچ خیا… بیشتر →
ذهن خاكستريمهرنوش محتشمي wrote 3 months ago: از وقتی که دیده بودمش داشت یک ریز درباره اوضاع و احوال و وضعیت ناجور و مملکت داغون و کاسبی کساد و بی … more →
مهرنوش محتشمي wrote 4 months ago: هر جا که پا می گذاری پر شده از ناامیدی و سیاهی و نفرت و انتظاری پوچ و بی حاصل برای اتفاقی که شاید از … more →
مهرنوش محتشمي wrote 10 months ago: … more →
مهرنوش محتشمي wrote 10 months ago: بعد از مدتها کمی وقت پیدا کردم و سری به آرشیو عکسهایم زدم. دیدم که من از میان آنهمه عکس موجود در ویژ … more →