Farbod wrote 2 months ago: این روزها، الکی خوبم. خوشم. نمیدانم چرا. می دانمکه نباید باشم. ولی هستم. شاید خوشی پیش از طغیان با … more →
Farbod wrote 5 months ago: هشدار: این یک پست پر از ناله ی چتِ عصبیِ ناامیدکننده ی زهرماری است! این روزها همه اش دلم می خواهد بم … more →
Farbod wrote 5 months ago: آدم وقتی توی یک چیزی شکست می خورد، سخت است که دوباره بلند شود سرپا. وقتی که شدت و عمق شکست زیاد باشد … more →
Farbod wrote 5 months ago: توی این روزها، آدم حتی شرمش می شود که ناله کند، چسناله کند…. خفه باشم بهتر است! … more →
Farbod wrote 7 months ago: یک چیزی هست به نام جبر زمانه، جبر موقعیت، جبر زندگی یا یک همچین گهی. از آن موقعیتهاست که نمی توانی د … more →
Nightwatcher wrote 10 months ago: “اون شب توبیمارستان فیروزگر یه دختری را از زندان آورده بودن با دستبند. پول هزینه درمانش را ندا … more →
Farbod wrote 10 months ago: Shahyar Ghanbari “Ghadeghan” the Albume “Our Children Will Remember” [Wikipe … more →
Farbod wrote 10 months ago: I'm sad... do sad.... آدم، بعضی وقتها، اینقدر دلش می گیرد، دلش می گیرد از همه چیز و همه کس، از د … more →
Farbod wrote 10 months ago: ای گه بگیرن این زندگیو، ای ریدم تو این مملکت. ای گند بگیره این سیستمهای تخمی زندگی و کار ما رو. ای ل … more →
Farbod wrote 10 months ago: بعضی وقتها، باید بگذری، رها کنی و خفه شوی، حتی اگر همیشه گذشته باشی. از خیلی چیزها باید بگذری، از خو … more →
Farbod wrote 10 months ago: آدمیزاد است دیگر، بعضی وقتها احساس بامزه بوده گی می کند. احساس باحالی می کند. بعد عین بز، سرش را می … more →
Farbod wrote 11 months ago: Photo by: Aleksandr Petrosjan … more →
Farbod wrote 11 months ago: زر نزن بابا مگه میشه؟؟ مگه می زارن؟؟؟ ها؟! … more →