من هر وقت یکی چشم بدراند یا صداش بالا برود، دماغم تیر میکشد و معلوم میشود. حال که به میانسالی رسیدهام با خود میگویم آیا این ضعف است؟ ترس است؟ ترس از چی؟ یا سبکپایی و رمیدن است؟ من همیشه فرار را ب… more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: من هر وقت یکی چشم بدراند یا صداش بالا برود، دماغم تیر میکشد و معلوم میشود. حال که به میانسالی رسید … more →
برچسبها: ادبیات, تاملات, مونولوگ, داستان, Story, marzieh sotoodeh, مرضیه ستوده
این برچسب را با خوراک دنبال کنید