خب اصلاً حال آپیدن نداشتم. ولی گفتم بیام و یه سری توضیح بدم راجع به سوغاتی… مامانم با برادر و خواهرم رفته بودن سفر. دیشب برگشتن و امروز وقتی ساعت 5 بعد از ظهر رسیدم خونه، نوبت رسید به سوغاتی های… بیشتر →
مهدائیسمنوشت 10 months ago: خب اصلاً حال آپیدن نداشتم. ولی گفتم بیام و یه سری توضیح بدم راجع به سوغاتی… مامانم با برادر و … بیشتر →
نوشت 11 months ago: نمي دونم به غير از سينا و ايمان و سعيد، اينجا سمپادي ديگري در حال مطالعه ي اين پست هست يا نه؟؟؟ شب ه … بیشتر →