وودی آلن: «… دستم آمد که میتوانم از زنان بنویسم و به نوشتن برای زنان خو کردم. بیشتر و بیشتر از آنان مینوشتم؛ همه اوقات. من آنها را دوست دارم. از مصاحبت با آنها لذت میبرم. تدوینگر من یک زن… بیشتر →
چهار ستاره مانده به صبحmadadkar wrote 11 months ago: وودی آلن: «… دستم آمد که میتوانم از زنان بنویسم و به نوشتن برای زنان خو کردم. بیشتر و بیشتر ا … more →
madadkar wrote 12 months ago: این چهار شب خوشبختی برای یه عمر بس بود عشقی رو که تو حس کردی، من فهمیدم سعی میکنم همیشه نگهاش دار … more →
madadkar wrote 1 year ago: رویا – بههرحال، هر کی با تو باشه واقعن آدم خوشبختیاه. استاد: از کجا معلوم؟ رویا – فه … more →
madadkar wrote 1 year ago: رویا – فکر کنم همهی آدمها اینطور باشن. حتّا بهترین آدمها هم مثل یه راز از آدم دورند. … more →
madadkar wrote 1 year ago: کاری کن که باور کنم انتظار، خود عشق است … more →
madadkar wrote 1 year ago: رویا – فکر کنم ایراد از مناه. گدایی هم یه جور عشقاه. گداییِ عشق که از هماش بدتره. وقتی فکر … more →
madadkar wrote 1 year ago: رویا – شما آدم موفقی هستید. چیزهای زیادی میدونی. استاد: دونستن خوشبختی نمیآره. رویا – … more →
madadkar wrote 1 year ago: من از مردم همین شهرم. همهی آدمهای این شهر ُ هم دوست دارم. چون تقریباً هیچکدومشون ُ نمیشناسم. … more →
madadkar wrote 1 year ago: رویا – شما چرا تنهاییاید؟ … هیچوقت فکر نکردی که میشه از تنهایی دراومد؟ استاد: شما اگه … more →
madadkar wrote 1 year ago: رویا – نیومد… استاد: کی نیومد؟ رویا – به کی میشه گفت؟ به شما اعتماد کنم؟ استاد: ت … more →
madadkar wrote 1 year ago: :: روزها پیادهروی فایده نداره؛ صدا و نور و شلوغی مزاحم خیالبافی آدماه، باید صبر کرد تا شب بشه :: … more →
madadkar wrote 1 year ago: :: از آدمهای بزرگ مجسمه ساختیم و دورش نرده کشیدیم. اگه کسی حرفِ این مجسمهها رو باور کنه، باید بین … more →
madadkar wrote 1 year ago: دربارهی «Indecent Proposal» …؟ البته پوستر فیلم به قدر کافی گویا هست! موضوع فیلم دربارهی بوس و بغل … more →
madadkar wrote 1 year ago: گيرم زياد هم منطقي نباشد وسطِ يك جنگِ خانمانسوز كلّي آدمِ انسان افتاده باشند در ميان كُشت و كشتاري … more →
madadkar wrote 1 year ago: “در سالهاي ۸۸ – ۱۹۸۷ ميلادي، کریستوف کیشلوفسکی يك فيلم تلويزيوني طولاني به نام “د … more →
madadkar wrote 1 year ago: “در پيش خودتان تصوّر كنيد كه ما در اتاقي معمولي نشستهايم و ناگهان پي ميبريم كه پشت در اتاق ج … more →
madadkar wrote 1 year ago: {حبيب ميگه؛} تو گفتي خوشبختي اون طرفاست. نگفتي؟ {عزيز ميپرسه؛} يعني نيست؟ {حبيب ادامه ميده؛} اون … more →
madadkar wrote 1 year ago: عيسي ميآيد. كارگردانش علي ژكان است و در ژانر دفاع مقدّس. خلاصهي فيلم ميشود اينكه، عيسي اسير است و … more →
madadkar wrote 1 year ago: تو رفتی که با ننه بابات بیای خواستگاری سمیرهي بدبخت، هان؟ دیدم، دیدم چه جوری اومدی. دیدم با اومدنت … more →