Blogs about: Story
Featured Blog
مافیای فرندفید/توئیتر/وردپرس 3
با اینکه به این آرش کمانگیر موذی شک داشتم ولی به فواد گفتم بهتره باهاش بریم. دم در مریم اردکانی گفت می ره از جاس… . Raquo & Nbsp بیشتر &
Opium
اسفندیار
— 12 comments
M.H wrote 2 weeks ago: متنی که میخوانید چند صفحه اول داستان “اسفندیار” ا … more »
مافیای فرندفید/توئیتر/وردپرس 3
— 5 comments
opium wrote 4 weeks ago: با اینکه به این آرش کمانگیر موذی شک داشتم ولی به فواد گف … more »
مافیای فرندفید/توئیتر/وردپرس 2
— 9 comments
opium wrote 1 month ago: چه کسی باورش میشد؟ خود من هم خیلی طول کشید تا موضوع را ه … more »
مافیای فرنفید/ توئیتر/وردپرس 1
— 20 comments
opium wrote 1 month ago: لباس رسمی پوشیدم کمی عطر زدم اسلحه ی کمری امرا پر کردم و … more »
تندیسه یا تندیس؟
— 1 comment
ابراهیم حیدری wrote 1 month ago: . مشغول تحقیق هستم درباره یکی از مادر-خدایان. گوشهایم … more »
فن جاخالی
— 3 comments
ابراهیم حیدری wrote 1 month ago: من هر وقت یکی چشم بدراند یا صداش بالا برود، دماغم تیر می … more »
افسانه پلیس ها
— 3 comments
aminhashemi wrote 2 months ago: این هم مجموعه ای زیبا از کار های عجیب و غریب پلیس ها! -ب … more »
LePetitPrince
— 1 comment
raoros wrote 3 months ago: “Where are the men?” the little prince at last took up the conversation again. “I … more »
حکایت بقال و طوطی و روغن ریختن طوطی در دکان
Hyper Web wrote 4 months ago: همانطور که قبلا گفتم قصد دارم بعضی از داستانهای مول … more »
نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان
— 1 comment
Hyper Web wrote 5 months ago: جلال الدین محمد بلخی (مولوی) حرفهای بزرگی دارد، حرف … more »
آورده اند که ... (حکایات و اشارات)
— 7 comments
raoros wrote 5 months ago: مولانا شرف الدین دامغانی بر مسجدی می گذشت. خادم مسجد سگ … more »
