علی حنیفی wrote 3 months ago: سلام، امروز با مطلبی کمی متفاوت اومدم و این مطلب هم در مورد داستان جنجالی بازی Assassin’s Cree … more →
wordv2 wrote 4 months ago: چیزی که خیلی وقته ذهنم رو مشغول کرده یه خورده فلسفیه! اینه که: آیا روزی میاد که انسان از پیشرفتهای خ … more →
Hyper Web wrote 10 months ago: آن شب برای فرار از تنبیه پدر به او دروغ گفت و پدر او را مجبور کرد که به اتاق برود و هزار مرتبه بنویس … more →
M.H wrote 11 months ago: وقتی میرفت پاییز بود. گفتم کجا میری ای کبوتر بیچاره. نمیگی سرده هوا، پس فردا زمستون میشه بی من میخوا … more →
M.H wrote 1 year ago: Watched Boy - by me Money, money, money, money, money and so on… . “Sir! Don’t you want a watc … more →
M.H wrote 1 year ago: متنی که میخوانید چند صفحه اول داستان “اسفندیار” است… Drawing: Ola … دوبار … more →
opium wrote 1 year ago: با اینکه به این آرش کمانگیر موذی شک داشتم ولی به فواد گفتم بهتره باهاش بریم. دم در مریم اردکانی گفت … more →
opium wrote 1 year ago: چه کسی باورش میشد؟ خود من هم خیلی طول کشید تا موضوع را هضم کردم. وقتی فواد جریان رو بهم گفت راستش حت … more →
opium wrote 1 year ago: لباس رسمی پوشیدم کمی عطر زدم اسلحه ی کمری امرا پر کردم و رفتم دم در. 5 دقیقه ای طول کشید تا لیموزین … more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: . مشغول تحقیق هستم درباره یکی از مادر-خدایان. گوشهایم را با دو دست میگیرم و مشغول تماشای عکسها م … more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: من هر وقت یکی چشم بدراند یا صداش بالا برود، دماغم تیر میکشد و معلوم میشود. حال که به میانسالی رسید … more →
امین هاشمی wrote 1 year ago: این هم مجموعه ای زیبا از کار های عجیب و غریب پلیس ها! -برای بزرگ دیدن عکس ها روی آن ها کلیک کنید … more →
raoros wrote 1 year ago: “Where are the men?” the little prince at last took up the conversation again. “I … more →
Hyper Web wrote 1 year ago: همانطور که قبلا گفتم قصد دارم بعضی از داستانهای مولوی را اینجا بنویسم. امروز داستان بقال و طوطی را … more →
Hyper Web wrote 1 year ago: جلال الدین محمد بلخی (مولوی) حرفهای بزرگی دارد، حرفهایی جهانی که در قالب داستانهای کوتاه و حتی ع … more →
raoros wrote 1 year ago: مولانا شرف الدین دامغانی بر مسجدی می گذشت. خادم مسجد سگی را در مسجد بسته بود و می زد و سگ فریاد می ک … more →