رمزتان را گم کرده‌اید؟

Blogs about: Whispers

وبلاگ‌های ویژه

طبیعت بی جان3 comments

soorena wrote 1 month ago: نیم رخش را میببینم. از پشت درختی که سمت راست قاب را پر کرده. نیم رخش را میبینم. آن خطِ خمیده پشتش را … more →

درباره الی...10 comments

soorena wrote 4 months ago: پسرک دست و پا میزند…همه به آب زده اند که بیرونش بیاورند …پسرک روی دست میچرخد…روی ز … more →

در و دیوار این سینه همی درّد ز انبوهی…9 comments

soorena wrote 4 months ago:  روزهایی که گذشت هر روزش , اضطراب ها و دل نگرانی هایم بیشتر و بیشتر شد تا رسید به جایی که به خودم آم … more →

don't be a victim mate6 comments

soorena wrote 8 months ago: سخیف ترین نقش عالم میدانید کدام است؟ نقش  قربانی ستم کشیده قابل ترحمی که خوشبختی های نداشته اش را یک … more →

اسیر باد...15 comments

soorena wrote 9 months ago: بی وزنم این روزها…غوطه ور در خلا خوشایندی …مثل برگی ,  تسلیم نوازش های باد… … more →

like an ocean4 comments

soorena wrote 10 months ago: ایستاده مقابلم ; با چشمهایی که همه مهربانی عالم را یکجا با خودش دارد… … more →

untitled1 comment

soorena wrote 10 months ago: حضرت حافظ دوستت دارم! بشدت… بعد تحریر: بخاطر توجهات دقیقه ریفلاکس عزیز کتقوری این مطلب از پراک … more →

برای ثبت در تاریخ12 comments

soorena wrote 10 months ago: این آدرنالین ریلیس و palpitation همراهش , هرچند جدید و غافلگیر کننده اما خوشایند است … … more →

موسیقی...4 comments

soorena wrote 10 months ago: “هرجا که کلام نتواند پیش رود , موسیقی آغاز میشود”* عجیب حکایت این روزها و لحظه های منست … more →

استحاله5 comments

soorena wrote 11 months ago: هر روز مرد جوانی را میبینم , با عینک ته استکانی به چشم و دستی که تا آرنج هست و دیگر نیست و بسته های … more →

*5 comments

soorena wrote 1 year ago: پذیرفتن اولین قدم است برای تغییر…من موجود دل نازکی هستم و طبعا شکننده…آنهم خیلی بیشتر از … more →

نشئه2 comments

soorena wrote 1 year ago: هوس دیدن یکی از آن فیلمهای نابی را دارم که شب از نیمه گذشته سُرش میدهی در دی وی دی پلیر , نور اتاق ر … more →

آرش6 comments

soorena wrote 1 year ago: گاهی فکر میکنم به حال آرش , آنوقت که قاطی زه کمانش شد…سوار بر تیرش نشست … سینه آسمان را … more →

گوسفند سیاه5 comments

soorena wrote 1 year ago: اصرار عجیبی دارم به غیر مترقبه بودن…خودم میدانم…و شاید بهترین کلمه برای توصیفش , همین غی … more →

lightheadedness2 comments

soorena wrote 1 year ago: سرم خالی خالی شده…امروز فهمیدم…از قطره های بارانی که  به سرم میخورد و صدا میکرد …م … more →

شیشه...2 comments

soorena wrote 1 year ago: هنوز هم , همه حس هایم مجال بروز نمی یابند… میروند جایی پشت آن صورت خندان و لابلای شیطنت هایم گ … more →

self-talking4 comments

soorena wrote 1 year ago: آهای کودک درون حیوونکی که خیلی گناه داری…آهای لفظ دستمالی شده پر کاربرد…آهای احساسات رقی … more →

به همین سادگی...2 comments

soorena wrote 1 year ago: کلمات در سرم دور میخورند…یکبار , دوبار , صد بار و پشتبندش نگاه تو تکرار میشود چون تصویری تمام … more →

کبوتر

soorena wrote 1 year ago: دلم را پر دادم پی آب و دانه ای…رفت , نمک گیر شد و دیگر بر نگشت… … more →


Have your say. Start a blog.

See our free features →

دسته بندی‌های وابسته
All →

این برچسب را با RSS دنبال کنید