ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: بلاتکلیفم! مث کتاب فراموش شده یی رو نیمکت یه پارک سوت کور که باد دیوونه نخونده ورقش می زنه! یغم … more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: . ستون آسمون خراش، سایه ات رو ننداز رو سرم تو شب بی ستاره هم، من از تو آفتابی ترم یه روز میاد که آد … more →
ابراهیم حیدری wrote 1 year ago: . مش رمضون!ديدي تو شهر ، رو گردهي ما زين زدن ؟ ديدي كه پهلوونا رُو ، با يه كلك زمين زدن ؟ غولِ سي … more →